خرید بک لینک
!-"-"-Design By : NightMelody.Com-"-"-> <!-"-"-Design By : NightMelody.Com-"-"-> Finish > <!-"-"-Design By : NightMelody.Com-"-"-> <!-"-"-Design By : NightMelody.Com-"-"-> رهــــــــــــــــــــــــــا در هـــــــــــــــــوای تــــــــــــــو ام Finish امام علی علیه السلام فرمودند:کُلُّ مَعْدُودٍ مُنْقَضٍ وَ کُلُّ مُتَوَقَّعٍ آتٍ.هر چیز که شمردنی است پایان کار می پذیردو به هر چه را که انتظار می کشیدی خواهی رسید.نهج البلاغه، حکمت 7ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار اکبری‌پور تاريخ: شنبه 4 مهر 1405 ساعت: 11:02

!-"-"-Design By : NightMelody.Com-"-"-> <!-"-"-Design By : NightMelody.Com-"-"-> تامام:) > <!-"-"-Design By : NightMelody.Com-"-"-> <!-"-"-Design By : NightMelody.Com-"-"-> رهــــــــــــــــــــــــــا در هـــــــــــــــــوای تــــــــــــــو ام تامام:) -دستم نمیرسیدبه بلندای آرزو...از بلندای آرزو،کوتاه آمدم؛تمام...پ.ن:پا میکوبم برات فرمانده :)امر،امرِ شماست و ما فرمان پذیر مطلق شمافقط ببخش که گاهی چشما نافرمانی میکنن...ولی چشم، ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار اکبری‌پور تاريخ: شنبه 4 مهر 1405 ساعت: 11:02

در پایان یک علاقه... ما کسی را از دست نمی دهیم؛ خودمان از دست می رویم... آن خود دل بسته ی خوشحال سر سخت امیدوار... پ.ن: از دست رفته...

برچسب: نویسنده: نگار اکبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 13 تير 1403 ساعت: 13:14

تموم شد! بخشیدمت... پ.ن : لباس کینه و انتقام و نفرین، زیادییی به تن من سنگینی میکرد؛ خم شده بودم! پ.ن۲: آخیش...:) راحت شدم...

برچسب: نویسنده: نگار اکبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 2 اسفند 1402 ساعت: 17:20

ما نمیخاستیم برویم

«ولی»

دیگر جایی برای ماندن نداشتیم...

پ.ن: ولی...

هیچ... بگذریم...

شعر نوشت:

دانسته باش ای دل

کز نا مهربانت میبرم؛

گر باز نامش میبری

بی شک زبانت میبرم...

برچسب: نویسنده: نگار اکبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 2 اسفند 1402 ساعت: 17:20

-بنشین تماشایت کنم...

راستی چه خبر ؟

از قند دل ۱۸ سالگی ات؟

از شوق ۲۰ سالگی و

از آخرین امید ۲۹ سالگی؟؟؟

پ.ن: تا جنون فاصله ای نیست ازینجا که منم ...

برچسب: نویسنده: نگار اکبری‌پور تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1402 ساعت: 12:37

«چه خوش بودی دلا گر روی او هرگز نمیدیدی..» پ.ن: همین!

برچسب: نویسنده: نگار اکبری‌پور تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1402 ساعت: 12:37

دندونم کنده شد... همراه کمی خون! پ.ن : خابم تعبیر شد! شَرِّت کم شد برای همیشه ...:) خون باشه بدرقه راهت عزیز دلم ... به تمام آرزوهات برسی :)

برچسب: نویسنده: نگار اکبری‌پور تاريخ: يکشنبه 3 دی 1402 ساعت: 20:41

حس میکنم این روزا

خدا،

مثل بچه هایی که تازه راه افتادن و باید همش دنبالشون رفت و جمعشون کرد؛

داره جمع ام میکنه با دستای خودش...

پ.ن: چقدر با کمکش از چاه های عمیق بی برگشت نجات پیدا کردم؛

درحالی داشتم خودم قشنگ فرمون میدادم برم داخلش!!

پ.ن۲: مرسی که هوامو داری آخدا ...

برچسب: نویسنده: نگار اکبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 22 آذر 1402 ساعت: 12:35

رهــــــــــــــــــــــــــا در هـــــــــــــــــوای تــــــــــــــو ام دارم جهان را دور میریزم «باروت؟نه!با فوتویرانم ...»پ.ن:۱۴۰۲/۰۸/۱۰ نوشته شده در ۱۴۰۲/۰۹/۱۱ساعت 2:44 الهه| | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1402 ساعت: 0:36

"راهی که می روید

به صد شوق و اشتیاق،

ما باز گشته ایم از آن،

خسته و خراب..."

پ.ن: نابود کردید...

ته مانده هایِ اعتماد و اشتیاق را...

تمامِ آن حس های ناب را...

برچسب: نویسنده: نگار اکبری‌پور تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1402 ساعت: 22:11

3.من فکر کردم خوب شدم...

نشدم!

2.فکر کردم جبران میشه...

نشد!

1.فکر کردم تموم نمیشه،

شد!

1000000. من فکر کردم....

ایضا...

پ.ن: پس معنی امید چی بود؟!

پ.ن2: هیس.فقط فکر نکن دیگه...

برچسب: نویسنده: نگار اکبری‌پور تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1402 ساعت: 22:11

-تا حالا به کسی خیانت کردی؟ +بارها و بارها... پ.ن: هر روز به تو؛ هر شب به خودم...

برچسب: نویسنده: نگار اکبری‌پور تاريخ: شنبه 13 آبان 1402 ساعت: 2:13

فدای تار موهایت؛ اگر، از حسرتم، سرشار ...:)

برچسب: نویسنده: نگار اکبری‌پور تاريخ: سه شنبه 2 آبان 1402 ساعت: 14:17

"شب غم تو نیز بگذرد ؛ ولی در این میان دلی ز دست می رود ..." «هوشنگ ابتهاج» پ.ن:" در آغوشم بگیر... که این شب طولانیست و استخوان هایم خسته اند ..."

برچسب: نویسنده: نگار اکبری‌پور تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1402 ساعت: 18:01

صفحه بندی